جعفر وفا
36
تولى و تبرى در قرآن (فارسى)
پدر يا برادر انسان مسلمان به كسى ستم كند وظيفهء اوست كه به يارى مظلوم بشتابد و عليه ظالم موضع گيرد ، گرچه پدر يا برادرش باشد . چرا كه حق بالاتر از قرابت و خويشاوندى است . « 1 » پاسخ به يك سؤال : آيا قطع رابطه با خويشان كافر ، نوعى مبارزه با فطرت و سركوب عواطف انسانى نيست ؟ در پاسخ بايد گفت اين آيه بريدن پيوندهاى دوستى و محبّت با خويشاوندان و ناديده گرفتن روابط غريزى و ترك عواطف انسانى نيست ، بلكه مقصود اين است كه بر سر دوراهيها نبايد عشق زن و فرزند و خانواده و قرابت و حتّى احترام به پدر و مادر مانع از اجراى حكم خدا و گرايش به مكتب باشد و انسان را از هدف والايش باز دارد . « 2 » چنان كه در جاى ديگر به آن تصريح شده است : وان جهَداكَ عَلى ان تُشرِكَ بى ما لَيسَ لَكَ بِهِ عِلمٌ فَلا تُطِعهُما . ( لقمان : 14 - 15 ) و اگر آن دو - پدر و مادر - به تو اصرار ورزند كه چيزى كه نمىدانى شريك من گردانى ، اطاعتشان مكن . پس تا وقتى مىتوان از پدر و مادر اطاعت كرد كه اطاعت آنان به كفر و معصيت و شرك و كفر نينجامد ، چرا كه دستورهاى الهى مقدم بر دستورهاى آنان و هر كس ديگر است ؛ چنان كه حضرت على ( ع ) مىفرمايد : لا طاعَةَ لَمخْلُوقٍ فى مَعْصِيَةِ الْخالِقِ . « 3 » در معصيت خدا نبايد از مردم اطاعت كرده - چه پدر و مادر و چه ساير مردم - . با اين بيان معلوم مىشود كه ديدار مؤمن با والدين و خويشان كافر ممنوع نيست . اسماء از پيامبر اسلام پرسيد : يا رسول اللَّه ! مادر مشركم با اشتياق به ديدارم شتافته است ، آيا با او ديدار كنم ؟ فرمود : « بلى به ديدن مادرت برو و نسبت به وى صلهء رحم به جاى آور . » « 4 » 4 . عزّت جويى انسان هر گاه خود را ضعيف و ناتوان مىيابد ، به طور طبيعى به نيروى مقتدرى پناه مىبرد ، از وى استمداد مىكند و تحتالحمايهء او قرار مىگيرد . اسلام با اينكه اين اصل فطرى را مىپذيرد ،
--> ( 1 ) . الكاشف ، ج 4 ، ص 22 - 23 . ( 2 ) . تفسير نمونه ، ج 7 ، ص 334 . ( 3 ) . نهج البلاغه ، صبحى صالح ، حكمت 165 . ( 4 ) . تقسير قرطبى ، ج 4 ، جزء 8 ، ص 94 .